اعلام مشکلات در روزهای پایانی ترم
سلام
به روزهای آخر ترم داریم نزدیک میشیم. امیدوارم روزهای اروم و پر درسی داشته باشید و امتحاناتونم با خوشی و موفقیت تموم کنید. اگر هر مشکلی در این روزها که دیگه ممکنه من رو نبینید دارید تو قسمت نظر دهید همین نوشته بنویسید. تمام سعی ام رو می کنم تا یه راهی برای حل مسائل و مشکلاتتون پیدا کنم.
دوستانی هم که با من کارآموزی یا پروژه دارند یا به هر دلیلی نیاز به ملاقات حضوری هست می تونن با هماهنگی قبلی به شرکت بنده مراجعه کنند. تقریبا تمام روزها به جز چهارشنبه و پنج شنبه شرکت هستم.
آدرس : کرج، میدان امام خمینی ( میدان کرج )، خیابان دکتر همایون، جنب هتل سامان، پلاک ۳۲، شرکت الکترو تکنو نوین.
تلفن : ۲۲۰۰۰۹۰
تشکر از دانشجویان دانشگاه علامه دهخدا
سلام
مثل همیشه با چند روز تاخیر اومدم. باید خیلی زودتر این مطلب رو می نوشتم. شاید همون روز پنج شنبه. همون روزی که شدیدا خسته بودم اما خوشحال. همه دانشجوهام تو دانشگاه دهخدا می دونن که چقدر برگزاری این نمایشگاه برام مهم بود. از روزی که داستان برگزاری نمایشگاه شروع شد به هر طریقی سعی می کردم به بچه ها انگیزه بدم و یه کار خوب رو انجام بدیم. این نمایشگاه برای من محل نمایش ربات هام نبود. اونها رو خیلی جاهای دیگه نمایش داده بودم. برای کسی که رتبه ۲ خوارزمی داره و تا ۱ ماه دیگه تو مسابقات جهانی داره شرکت می کنه، این نمایشگاه عرصه کوچکی بود. این نمایشگاه برای من محل نمایش تواناییهای خودم، همکارانم و دانشجویانم بود. خودم که شاید بی رحمانه در این ترم مورد لطف!!!! تعدادی از دانشجوهام قرار گرفتم و مسئله عجیب برای من نحوه رفتار مسئولین دانشگاه بود. انگار من همین دیروز به این دانشگاه اومده بودم و هیچکس از خصوصیات اخلاقی و رفتاری و علمی من اطلاعی نداره. این بهترین فرصت برای من بود تا توانایی های علمی ام رو به رخ همه بکشم. تا به همه نشون بدم من همینم که اگر بخوام به احترامم ۵۰ تا دانشجو اینجا جمع میشن و کار می کنن. وشاید بهترین نمایشگاه برای نمایش صمیمیت و رفاقت بین من و دانشجوهام.... این نمایشگاه محل نمایش تواناییهای همکارانم بود. عزیزانی مثل آقای خزایی که تمام وقت برای دانشجوها زحمت می کشه. با همه ادعایی که تو زمینه کار تو این دانشگاه دارم همین جا می گم خداییش اقای خزایی چند برابر من برای دانشجو ها و این دانشگاه وقت میزاره. زحمتی که به بهترین شکل!!!! از طرف برخی مسئولین دانشگاه قدر دونسته میشه... و محل نمایش تواناییهای دانشجویانم. دانشجویانی که کولی وار از اینجا به اونجا رونده می شدن. یه روز تو آپارتمان من. یه روز تو شرکت من. یه روز تو دانشگاه پیام نور و یه روز طبرسی و یه روزززززززز. خدا شاهد هر تیکه رباتهاشون رو با کلی منت این و اون تهیه کردن. با کمترین امکانات کار کردن و یکبار اعتراضی نکردن. بندگان خدا تشکر هم می کردن. ایا اینها لیاقت حمایت شدن نداشتن؟ توانایی انجام کارهای بزرگ تر رو نداشتن؟ ایا اینها به این دانشگاه اونده بودن تا فقط شهریه بدن؟ در همین حد بودن؟
همتون همه چیز رو دیدید. حرکت رباتها رو دیدید. اختراع دانشجو ها رو دیدید. تواناییهای دوستانتون رو دیدید. جمعیتی که اومده بود و براتون دست و سوت می زد دیدید. بار علمی کارگاه ها رو دیدید. زحمت دوستانتون رو دیدید و البته خیلی چیزها رو هم ندیدید که بزارید تو دل من و همکاران بمونه اما من فقط یه چیز دیدم. اون هم لطف دانشجوهام بود. راستش اصلا انتظار این همه لطف و تلاش دانشجوهام رو نداشتم. نمی خوام اسم ببرم. دانشجوهای عزیزی که از اول صبح تا نیمه های شب برای برگزاری این نمایشگاه زحمت کشیدن، از همتون سپاسگذارم. کلمه ای پیدا نمی کنم تا از این همه لطفی که به بنده و سایر همکاران و دوستان داشتید تشکر کنم. از همین جا روی روی تک تک تون رو می بوسم و براتون آرزوی موفقیت و پیروزی دارم. پنجشنبه یکی از زیباترین روزهای زندگی من بود. بابت همه چیز متشکرم.
سال نو مبارک
به نام خدای زمان و زمین خدای قدیم بهار آفرین
سلام
ساعات زیادی تا پایان سال قدیم و آغاز سال جدید باقی نمونده. از فرصت استفاده می کنم و برای همه عزیزانم سالی سرشار از شادمانی، به روزی، پیروزی و برکت از خداواند آرزو می کنم. بهترین دعاهای خود را در استانه سال جدید به دانشجویانم هدیه می کنم و از همه عزیزان به حرمت بهار طلب بخشش و حلالیت در باره عملکرد خود در سال گذشته دارم.
بیش از همیشه محتاج دعاهای قشنگ شما هستم. لحظه سال تحویل من رو هم از دعاهای خود بی بهره نگذارید. موفق و شاد باشید.